گنجور

بخش ۱۵ - در بیان آنکه امضای عزیمت بر ترک گناه در مشیت حق است سبحانه و تعالی اگر امضا کند شکر باید کرد والا عذر باید آورد

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال
 

توبه چون شیشه قضا آمد چو سنگ

شیشه را با سنگ نبود تاب جنگ

چون قضا با توبه آید سازگار

توبه را باشد بنایی استوار

ور نیاید سازگار او قضا

خوش نباشد جز به حکم او رضا

توبه ده توبه شکن هر دو قضاست

نسبت اینها به خود کردن خطاست

گر دهد توفیق توبه شکری گوی

ور نه عاصی وار راه عذر پوی

توبه از ماضی پشیمان گشتن است

وز معاصی حالیا بگذشتن است

عزم کردن کاندر استقبال هم

بر معاصی باشدت اقبال کم

گر به فرض این عزم تو ناید درست

کاختیار آن نه اندر دست توست

یکدم از اصلاح آن غافل مخسب

گر چه افتادی به گل در گل مخسب

عزم می کن کز گنه باز ایستی

جاودان با توبه دمساز ایستی

بو که فضل حق به ره باز آردت

یمن این عزم از گنه باز آردت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام