گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶

 

…  خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم

ترسم برادران غیورش قبا کنند

بگذر به کوی میکده تا زمره …


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲

 

…  جان و جا آخر کجا بودی کجا

ای فتنه روم و حبش حیران شدم کاین بوی خوش

پیراهن یوسف بود یا خود روان مصطفی

ای جویبار راستی از جوی یار ماستی

بر سینه‌ها سیناستی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷

 

…  آخر آن عشق خدا می‌کرد بر یوسف قفا

بگریخت او یوسف پیش زد دست در پیراهنش

بدریده شد از جذب او برعکس حال ابتدا

گفتش قصاص پیرهن بردم ز تو امروز من

گفتا بسی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۴

 

…  جا لیلی شدست مجنون

زیرا که جنون هزار تا بود

آن جا حسنی نقاب بگشود

پیراهن حسن‌ها قبا بود

یوسف در عشق بد زلیخا

نی زهره و چنگ و نی نوا بود

وان نافخ صور …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۸

 

…  باز

دندان عیش کند شد از هجر ترش روی

امروز قند وصل گزیدن گرفت باز

پیراهن سیاه که پوشید روز فصل

تا جایگاه ناف دریدن گرفت باز

مستورگان مصر ز دیدار یوسفی

هر …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹۳

 

…  تویی کفر بود بودن هشیار

وان شب که تویی ماه حرام است غنودن

چون آمد پیراهن خوش بوی تو یوسف

بس بارد و سرد است کنون لخلخه سودن

گفتم که ببوسم کف پای تو مرا …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۳

 

…  است در گلشن

اگر تجلی یوسف برهنه خوبتر است

دو چشم باز نگردد مگر به پیراهن

اگر چه شعشعه آفتاب جان اصل است

بر آن فلک نرسیده‌ست آدمی بی‌تن

خمش که گر دهنم …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۱

 

…  شاه ما اندر صبا آمیخته

گرگ یوسف خلق گشته گرگی از وی گم شده

بوی پیراهن رسیده با عما آمیخته

خاک خاکی ترک کرده تیرگی از وی شده

آب همچون باده با نور صفا …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶۵

 

…  به سوی چه آب همچو سقایی

برآمد از تک چه یوسفی معلایی

سبک به دامن پیراهنش زدم من دست

ز بوی پیرهنش دیده گشت بینایی

به چاه در نظری کردم از تعجب من

چه از …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » ترجیعات » بیست و دوم

 

…  به هر پیچ و شکن

بی‌نسیم کرمت جان نگشاید دیده

چشم یعقوب بود منتظر پیراهن

من چو یوسف اگر افتادم اندر چاهی

کم از آنک فکنی در تک آن چاه رسن؟

نه تو خورشید بدی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » ترجیعات » بیست و چهارم

 

…  خواجه و هم بنده، افتاده میان کو

بر طبل کسی دیگر برنارد عاشق سر

پیراهن یوسف را مخصوص و شدست این بو

مستست دماغ من، خواهم سخنی گفتن

تا باشم من مجرم تا …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازه‌ایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را

 

…  چوپان که می‌گفت ای خدا

پیش چوپان و محب خود بیا

تا شپش جویم من از پیراهنت

چارقت دوزم ببوسم دامنت

کس نبودش در هوا و عشق جفت

لیک قاصر بود از تسبیح و …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکی‌ام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره

 

…  مجنون بو کنم من خاک را

خاک لیلی را بیابم بی‌خطا

بو کنم دانم ز هر پیراهنی

گر بود یوسف و گر آهرمنی

هم‌چو احمد که برد بو از یمن

زان نصیبی یافت این بینی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۵ - شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را

 

…  کو خود خانه خیز است

چو بر دارد نقاب از گوشه ماه

بر آید ناله صد یوسف از چاه

جز این عیبی ندارد آن دلارام

که گستاخی کند با خاص و با عام

به هر جائی چو باد …  را

بدین حرفت‌شناسی نیک و بد را

چو دوزی صد قبا در شادکامی

به در پیراهنی در نیک …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتاب

 

…  مغز جانم را در این پوست

اگر من جان محجوبم تن اینست

و گر یوسف شدم پیراهن اینست

عروسی را که فروش گل نپوشد

اگر پوشد ز چشم از دل نپوشد

همه پوشیده‌ای با …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۲۰ - طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی را

 

…  چنگ

رسانیده به چرخ زهره آهنگ

به ریشم زن نواها بر کشیده

بریشم پوش پیراهن دریده

نواها مختلف در پرده‌سازی

نوازش متفق در جان نوازی

غزلهای نظامی را …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵ - در معراج

 

…  نیلوفری

چون ز کمان تیر شکر زخمه ریخت

زهر ز بزغاله خوانش گریخت

یوسف دلوی شده چون آفتاب

یونس حوتی شده چون دلو آب

تا به حمل تخت ثریا زده

لشگر گل خیمه به …  وش آن باز کبوتر نمای

فاخته‌رو گشت بفر همای

سدره شده صد ره پیراهنش

عرش گریبان زده در دامنش

شب شده روز اینت نهاری شگرف

گل شده سرو اینت بهاری …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۸ - خلوت دوم در عشرت شبانه

 

…  چون نوبهار

عشرتی آسوده‌تر از روزگار

آه بخور از نفس روزنش

شرح ده یوسف و پیراهنش

شحنه شب خون عسس ریخته

بر شکرش پر مگس ریخته

پرده شناسان به نوا در شگرف

پرده …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶

 

…  تتار است

ز ابلیس ره خود مپرس گرچه

در بادیهٔ کعبه رهسپار است

پیراهن یوسف چرا نیارند

یعقوب بکنعان در انتظار است

بیدار شو ای گوهری که انکشت

در جایگاه …


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸

 

…  نسیم یوسفم پیدا شود

هر که نابینا بود بینا شود

بس که پیراهن بدرم تا مگر

بویی از پیراهنش پیدا …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۹

 

…  مرا در عشق تر دامن نهی

بار ندهی لیک قسم عاشقان

همچو یوسف بوی پیراهن نهی

ور دهی در عمر خود بار جمال

بار غم بر جان مرد و زن نهی

وصف تو چون از فرید آید …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵

 

…  رستم دستان این دم

نوش‌دارو به بر کشته پسر می‌آرد

یا مگر باد به پیراهن یوسف بگذشت

بوی پیراهن او سوی پدر می‌آرد

یا نه داود زبور از سر دردی برخواند

جبرئیل آن …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹

 

…  بستهٔ چاهی و گه در بند زندانی

تو خوش بنشسته با گرگی و خون آلوده پیراهن

برادر برده از تهمت به پیش پیر کنعانی

برو پیراهنی بفرست از معنی سوی کنعان

که تا …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶

 

…  بینی که عکسش در شب تاری

فرو ریزد چو مهر و ماه بر یاقوت گویانش

اگر پیراهن ماهم به مانند فلک آمد

از آن اندر گریبانش بود خورشید تابانش

و یا خورشید پنداری به …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۱

 

…  وز غمزه جاه جاهی

هر روز صبح صادق از غیرت جمالت

بر خود همی بدرد پیراهن پگاهی

گرد سم سمندت بر گلشن سمایی

در زلف جعد حوران مشکیست جایگاهی

حقا و ثم حقا …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴

 

…  مباش

یوسفت محتاج شلواریست ای یعقوب چشم

با ضریری خو کن و در بند پیراهن مباش

از دو عالم یاد کردن بی گمان آبستنی‌ست

گر همی دعوی کنی در مردی آبستن …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح علی بن حسن

 

…  چون شمعی برنگ

و آن دیگر دست کرده بر سر زانو لگن

آن یکی از خواجگی پیراهن اندر پاکشان

و آن دیگر برکشیده بر سر از تن پیرهن

شاهد حال یکی حالی و آن دیگری

آتش …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۱ - ترجیع در مدح تاج‌الدین ابوبکربن محمد

 

…  ماهه

از تقویت حسی و نطقی و نمایی

دارم طمع از جود تو هر چند نیرزد

پیراهن و دستار و زبرپوش و دو تایی

نطق از تو لطف خواهد و نامی ز تو نعمت

حس از تو بها خواهد …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۳۷۶

 

…  از تو خیر مقدم ای صبا

غالبا طوقی به گرد کوی جانان کرده ای

ای صبا پیراهن یوسف مگر همراه تست

از کدامین باغ این گل در گریبان کرده‌ای

مرحبا ای ترک صید …


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

رودکی » قصاید و قطعات

 

…  باشد و شاید

ر شماره ۵۲: شود سرخ رو در دو گیتی به آور

شماره ۵۳: سه پیراهن سلب دوست یوسف را به عمر اندر

شماره ۵۴ - بر رخش «زلف» عاشق است چو من: لاجرم همچو …


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۹۲ - مطلع سوم

 

…  از چشم شهلا ریخته

هم‌سال آدم آهنش، در حلهٔ آدم تنش

آن نقطه بر پیراهنش، چون شیر حوا ریخته

از هند رفته در عجم، ایران زمین کرده ارم

بر عاد ظلم از باد غم …


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۲ - در مدح خاقان اعظم جلال الدین شروان شاه اخستان

 

…  هشت زبان گوید

لیک از لغت مشکل اسرار همی پوشد

چنگ ارچه به بر دارد پیراهن ابریشم

رانین پلاسین هم بسیار همی پوشد

نایست سیه زاغی خوش نغمه‌تر از بلبل

کاندر …


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۳ - سوگندنامه‌ای که انوری در نفی هجو قبة اسلام بلخ گفته و اکابر بلخ را مدح کرده

 

…  حیدری

بلبل بستان دین کز وجد مجلسهای او

صبح را چون گل طبیعت گشت پیراهن دری

توبه کردندی اگر دریافتندی مجلسش

هم مه از نمامی و هم زهره از خنیاگری

من …


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات

 

…  کمال نفس خود: تیز دندان‌تر از این هر دو در این خاک کهن

شماره ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهد: وی دیدهٔ بخشش از کفت روشن

شماره ۳۹۲ - در …


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰

 

…  پایان کی رسد؟

ای صبا، باز آمدن دورست یوسف را ز مصر

باز گو تا: بوی،پیراهن به کنعان کی رسد؟

حاصل عمر گرامی از جهان دیدار اوست

من به امیدم کنون، تا فرصت آن …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۸

 

…  از دانه و دامش مگو

ما از آن یوسف به بویی قانعیم، ای باد صبح

بوی پیراهن چو آوردی، ز اندامش مگو

ای که میگویی: خیال او توان دیدن به خواب

مرد چون شوریده …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۸

 

…  از دانه و دامش مگوی

ما از آن یوسف به بادی قانعیم، ای باد صبح

بوی پیراهن چو آوردی ز اندامش مگوی

ای که میگویی: خیال او توان دیدن به خواب

مرد چون شوریده گشت …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات

 

…  شماره ۸۰: این همه پروانها، سوخته از چپ و راست

غزل شماره ۸۱: پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست

غزل شماره ۸۲: کار ما امروز زان رخ با نواست

غزل شماره …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۸

 

…  در آئینه در آن صورت زیبا نگرد

بو که معلوم شود صورت احوال منش

بوی پیراهن یوسف ز صبا می‌شنوم

یا ز بستان ارم نفحهٔ بوی سمنش

باغبان گر به گلستان نگذارد ما …


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۴

 

…  آنمه خورشید لقا می‌شنوم

ای عزیزان اگر از مصر نمی‌آید باد

بوی پیراهن یوسف ز کجا می‌شنوم

می‌کنم ناله و فریاد ولی از در و کوه

سخن سخت بهنگام صدا …


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۶

 

…  دم اویس قرن

میان یوسف و یعقوب گر حجاب بود

معینست که نبود برون ز پیراهن

ز روی خوب تو دوری نمی‌توانم جست

اگر چنانکه شوم فتنه هم بوجه حسن

ز خوابگاه عدم …


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۳

 

…  بن زهر گیا مهر گیاه می‌طلبی

خبر از انده یعقوب نداری و مقیم

بوی پیراهن یوسف ز صبا می‌طلبی

کی دل مرده‌ات از باد صبا زنده شود

نفس عیسوی از باد هوا …


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲

 

…  مشکل است

هر چه جز معشوق باشد پردهٔ بیگانگی است

بوی یوسف را ز پیراهن شنیدن مشکل است

غنچه را باد صبا از پوست می‌آرد برون

بی‌نسیم شوق، پیراهن دریدن …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹

 

…  شوق اگر از جانب کنعان نرسد

بوی پیراهن یوسف به گریبان نرسد

در مقامی که ضعیفان کمر کین بندند

آه اگر مور به فریاد سلیمان …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴

 

…  خواند از خط پیشانیم

هر کجا باشم بغیر از گوشهٔ دل در جهان

گر همه پیراهن یوسف بود، زندانیم

در غریبی می‌توان گل چید از افکار من

در صفاهان بو ندارم، سیب …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶

 

…  آنگه مرا آواز ده

کوری بی‌منت از چشم به منت خوشترست

گر توانی بوی پیراهن به یوسف باز ده

شبنم از روشندلی آیینهٔ خورشید شد

ای کم از شبنم، تو هم آیینه را …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده

 

…  پیشتر از صبح

چون غنچهٔ نشکفته نسیم سحری را

خمارآلودهٔ یوسف به پیراهن نمی‌سازد

ز پیش چشم من بردار این مینای خالی را

مه نو می‌نماید گوشهٔ ابرو، تو …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۲ - دوازده بند در مرثیهٔ شاهنشاه مغفور شاه طهماسب صفوی انارالله برهانه

 

…  سر و تن چرخ پیر از بهر ترتیب عزا

شب سیه عمامه بست و صبح پیراهن درید

زهرهٔ گردون نشین زین نغمهٔ طاقت گسل

نوحه را قانون نهاد و چنگ را گیسو …


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴

 

…  از کشور آن پاکدامان دیر می‌آید

ز یوسف بوی پیراهن به کنعان دیر می‌آید

سواری تند در جولان و شوری نیست در میدان

چرا آن …


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰

 

…  درویش به نزهت گه سلطان نزدیک

قرب آن سرو سمن پیرهن از شوق مرا

چاک پیراهن جان ساخت به جانان نزدیک

محتشم گرچه نشد قطع ره هجر تمام

حالیا راه طلب گشت به …


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » غزل شمارهٔ ۷۵

 

…  روان شد

از در مصر عنایت تو بشیرم

از اثر بوی وصل چون دم عیسی

نفحهٔ پیراهن تو کرد بصیرم

سوی تو رفتم چو مه دقیقه دقیقه

کرد شعاع رخ تو بدر منیرم

سلسله در من …


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص) » شمارهٔ ۶

 

…  غمزهٔ مردافگن تست

من آن یعقوب گریانم ز هجرت

که نور چشمم از پیراهن تست

مه ارچه دانه‌ها دارد ز انجم

ولیکن خوشه چین خرمن تست

تو ای عاشق مصیبت دار …


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹

 

…  اگر بگشایی

بشکنی رونق بازار گلستانی چند

تا بریدند بر اندام تو پیراهن ناز

بر دریدند ز هر گوشه گریبانی چند

جمع کن سلسلهٔ زلف پریشانت را

تا مگر جمع کنی …


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴

 

…  گام باش

جان شیرین را به شیرین بخش و شیرین کام باش

گر زلیخا نیستی پیراهن یوسف مدر

ور نه در بازارها رسوای خاص و عام باش

یا به دور چشم او لاف نظر بازی مزن

یا …


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷

 

…  مرده زندگی از سر گرفته‌اند

تا چون مسیح با لب جان پرور آمدی

پیراهن حیای زلیخا دریده شد

تا در لباس یوسف پیغمبر آمدی

ایمن ز خیل فتنه نشد هیچ کشوری

تا …


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۸۰ - جدائی افگندن تیغ زبان بد گویان میان عاشق و معشوق، و روان شدن دول رانی از خانهٔ دولت سوی کشک لعل، و در فراق خضر خان، از دود آه، کوشک لعل را سیاه گردانیدن

 

…  بر خاک

زد از مهر زلیخا پیرهن چاک

چو گرگ بی‌گناه افتاد بیرون

همش پیراهن و هم چهره بر خون

نگار خویش راز آن چشم خون زای

حنامی می‌بست گوئی بر کف پای

پری …


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

 

…  شمشیر بلا بر سر مردانه نسازد

گزیده غزل ۲۳۶: همی سوزد عجب دارم که پیراهن نمی‌سوزد

گزیده غزل ۲۳۷: چرا هجر تو با ما می‌ستیزد

گزیده غزل ۲۳۸: ای بسا ناله که …


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۳

 

…  شنیدستم که: گاه محنت و راحت

سه پیراهن سلب بوده‌ست یوسف را به عمر اندر

یکی از کید شد پر خون، دوم شد چاک از تهمت

سوم یعقوب را از بوش روشن گشت …


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۸

 

…  که از پیرهنت بوی رسد

من خود چه کسم چرخ و فلک جامه درد

آن پیرهن یوسف خوشبوی کجاست

کامروز ز پیراهن تو بوی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۳۵

 

…  دل همه رخت را در این کوی انداز

پیراهن یوسف است بر روی انداز

ماهی بچه‌ای عمر نداری بی‌آب

اندیشه مکن خویش در این جوی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۸۰

 

…  روز ز عاشقی و شیرین رائی

مر عاشق را پیرهنی فرمائی

ای یوسف روزگار ما یعقوبیم

پیراهن تست چشم را …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۴

 

…  یوسف به پیراهن نمی‌سازد

ز پیش چشم من بردار این مینای خالی …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم » (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او

 

…  با کمر جای اوفتاده

هزاران یوسف از گلشن رسیده

ز کنعان بوی پیراهن شنیده

همه مرغان درافکنده خروشی

ز جانان بی نوا نامانده گوشی

بوقت صبحگاهی …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و دوم » (۶) حکایت احمد غزالی

 

…  گفتند آخر می چه گوئی

گرفته در بر او را می چه جوئی

ز کنعان بوی پیراهن شنیدی

چو دیدی این دمش گوئی ندیدی

جواب این داد یعقوب پیمبر

که من یوسف شدم …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » خسرونامه » رسیدن نامۀ گل بخسرو و زاری کردن او و رفتن در پی گل به اسپاهان

 

…  شد ز درد این سخنها

چه گویم آنچه او با خویشتن کرد

که عالم گور و پیراهن کفن کرد

ز دل پر شد ز خون تا سر کنارش

برفت از سر خردوز دل قرارش

چنان بیصبر و …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » خسرونامه » در صفت موی

 

…  مویی ز سر کردم برون من

اگر من همچو مویی تن نمایم

چو موی از زیر پیراهن نمایم

چو مویی گر بپیراهن برافتم

ز هر مویی بسرگردن برافتم

چنان زارم که …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد » شمارهٔ ۱

 

…  در بسته بی کلیدست چه سود

کس نام گشادن نشنیدست چه سود

پیراهن یوسف است یک یک ذرّه

یوسف ز میانه ناپدیدست چه …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب » فی التوحید باری عز اسمه

 

…  او

واتش سوزنده را گل سازد او

گرگ را بر پیرهن گویا کند

وز دم پیراهنی بینا کند

بندهٔ را منصب شاهی دهد

از چنان چاهی چنان جاهی دهد

از عصائی سنگ را …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات

 

…  از جان دوست‌تر می‌دارمش

غزل شماره ۲۵۷: چون تحمل می‌کند تن صحبت پیراهنش

غزل شماره ۲۵۸: نعره زنان آمدم بر در میخانه دوش

غزل شماره ۲۵۹: ماییم به پای تو …


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۸۷

 

…  سر چاه بلا باز شود بر یعقوب

حال پیراهن یوسف همه پوشیده شود

باش تا دولت ایام وصال آید باز

بوی پیراهنش از مصر به کنعان شنود …


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات

 

…  شماره ۸۶: به ملک فارس به تحصیل وجه زر برود

قطعه شماره ۸۷: حال پیراهن یوسف همه پوشیده شود

قطعه شماره ۸۸: هست و فرض است که قرض غرما باز دهد

قطعه شماره …


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در مدح سلطان اویس

 

…  درو دنش

در آن خیال که کردند از وصالش هیچ

نیس نقش به غیر از خیال پیراهنش

به جای خود بود ار سروناز برخیزد

زجای خویش و نشاند خویشتن

دلم در آن رسن زلف …


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - درمرثیه ی شاهزاده ی بیرام شاه

 

…  مردم گیاه

ای دریغان سر به باغ کامرانی کاسمان

کرد در طفلی چو گل پیراهن عمرش قباه

ای دریغ آن شمع بز م افروز ملک خسروی

کش به یک دم کشت دور غم فضای عمر …


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ - درمرثیه شیخ زاهد

 

…  طبانچه رخش ارغوانی

بهارا روان کرده‌ای اشک باران

در آنی که پیراهن گل درانی

هزارا مبادت از این پس نوایی

اگر بعد از این بر چمن گل بخوانی

دران …


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۱۰۴ -

 

…  پیک صبا مصر وصالم بکف آمد

از جای بجنب آخر و برخیز بشیرا

پیراهن این یوسف گم گشته خون تر

القاه علی وجه ابی، یات بصیرا

حدیث شوق دارد عرض و طولی

چه بتواند …


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

اقبال لاهوری » اسرار خودی » تمهید

 

…  بی پرواستم

من نوای شاعر فرداستم

عصر من دانندهٔ اسرار نیست

یوسف من بهر این بازار نیست

ناامید استم ز یاران قدیم

طور من سوزد که می آید …  لذت گفتار شو

ای درای کاروان بیدار شو»

زین سخن تش به پیراهن شدم

مثل نی هنگامه بستن شدم

چون نوا از تار خود برخاستم

جنتی از بهر گوش …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰

 

…  بسکه پرکرد ازوفا جان وتن ما را

کند یوسف صداگر بوکنی پیراهن ما را

چوصحرا مشرب ما ننگ وحشت‌برنمی‌تابد

نگهدارد خدا از …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۸

 

…  تار ساز در دل‌هیچ و بر لب شیون است

بگذر از اندیشهٔ یوسف‌که درکنعان ما

یا نسیم پیرهن یا جلوه ی پیراهن است

هیچکس سر برنیاورد ازگریبان عدم

شمع این پروانه از خاکستر خود روشن …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۲

 

…  ‌روغن نمی‌گیرد

قماشی از حیا دارد قبای نازک‌اندامی

که بوی یوسف ازشوخی به پیراهن نمی‌گیرد

اگر شمع رخش صد انجمن روشن‌ کند بیدل

تحیر آتشی دارد که جز در من …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۳ - د‌ر مطایبه‌ گوید

 

…  را سوز و نوای دیگرست

گه ز چنگ عندلبب و گه ز چنگ رامتین

بوی پیراهن چنان یعقوب را بینا کند

بوی یوسف فرق کن از بوی یوسف آفرین

گر به تنها طیب چشم‌ …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۴ - د‌ر مدح خاتم انبیا محمد مصطفی و امام عصر عجل الله فرجه و ستایش محمدشاه غا‌زی و جناب حاجی میرزا آقاسی گوید

 

…  نامیش برنامهٔ هستی

بماند از شرف چون بای بسم‌الله عنوانی

اگر پیراهنی دوزد قضا اندر خور بختش

فضای عالم هستی ‌کند آن را گریبانی

به غواصی چه حاجت …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

عرفی شیرازی » غزلها » غزل شمارهٔ ۳۰

 

…  و گوی غم یعقوب بود پیشه ی ما

بوی پیراهن یوسف دهد اندیشه ی ما

اندر آن بیشه که با شیر دُمم آفت نیست

روبه از بی جگری رم کند از بیشه …


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۱

 

…  در بغل آهن نمی‌بیند

گریبان چاک زن شاید تمیزی واکند چشمت

که یوسف محو آغوش‌است و پیراهن‌نمی‌بیند

مزاج همت آزاد حکم آسمان دارد

ز خود هرگاه دل برخاست افتادن …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۶

 

…  عریان تنیهای مرا

بیشتر چون صبح رنگ خاک دارد جامه‌ام

بیدل از یوسف دماغ بی‌نیاز من پراست

انفعال بوی پیراهن ندارد …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۸

 

…  زدم

حسن مستوری ندارد خاصه در کنعان ناز

بوی یوسف داشتم بیرون پیراهن زدم

تا تلاش موسی از من رمز حاجت وا نشد

شعلهٔ تحقیق بودم خیمه در ایمن …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

هلالی جغتایی » غزلیات

 

…  رقیب

ت غزل شمارهٔ ۴۳: ای سر زلف تو کمند حیات

غزل شمارهٔ ۴۴: چیست پیراهن آن دلبر شیرین حرکات

غزل شمارهٔ ۴۵: وه! چه عمرست که در هجر تو بردم عاقبت

غزل …


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴

 

…  چنین جان و تنی آن من است

مصر دل دارم عزیز حضرتم

جسم و جانم یوسف و پیراهنست

صورتم جام است و معنی می مدام

عشق ساقی کار من می خوردن است

حال ما از عقل می …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۵

 

…  ما از نور رویش روشنست

مهر و مه چون یوسف و پیراهنست

نور اول روح اعظم خوانمش

بلکه او جان است و عالم چون تنست

مجلس او بزم …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶

 

…  خیالی می کشم بر دیدهٔ دیده مدام

می بین به نور چشم ما کاین یوسف و پیراهنست

با ما در این دریا در آب نگر حباب و آب را

هریک حبابی پر ز ما مانندهٔ جان و تن …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۵

 

…  کن به نور او در من

هر خیالی که نقش می بندم

بود آن یوسفی و پیراهن

جام گیتی نما به دست آور

تا نماید تو را به تو روشن

کنج میخانه جنت الماویست

خوش …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۱

 

…  یار من

در همه آئینه او یک رو ببین

دامن دلق دو توئی پاره کن

یوسف و پیراهن یک تو ببین

روی او بینم به نور روی او

من چنین می بینم او را تو ببین

سیدم آئینهٔ …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۱

 

…  پای عاشقان سرافکنی

جان تو چون یوسف و تن پیرهن

یوسف مصری نه این پیراهنی

چون ز هر دل روزنی با حق بود

خاطر موری سزد گر نشکنی

نعمت الله جو که تا یابی …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۱

 

…  و شب جانی به غصه می کنی

بی خبر از یوسف مصری چرا

در خیال مژده پیراهنی

ریسمان حرص دنیائی مدام

گرد خود چون عنکبوتی می تنی

گر تموز خان میری عاقبت

موم …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۱

 

…  سر توئی هم سر توئی هم مصر پر شکر توئی

هم یوسف دلبر توئی هم شخص و هم پیراهنی

جان مغز بادام است و تن همچون شجر ای جان من

تو در میان جان و تن ای جان دل چون …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » مثنویات » شمارهٔ ۱۱

 

…  معنی به هر صورت ببین

عالمی از نور او روشن شده

یوسفی پنهان به پیراهن شده

در محیط علم اعیان چون حباب

نقش بسته صورت اسما بر آب

عین ما بر ما اگر پیدا …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۶۳

 

…  تاریک اگر روشن کنی

خلوت خود چون سرای من کنی

گر بیایی یوسف گل پیرهن

کی سخن با ما ز پیراهن …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۶۷

 

…  تاریک اگر روشن کنی

خلوت خود چون سرای من کنی

گر بیابی یوسف گل پیرهن

کی سخن با ما ز پیراهن …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات

 

…  این چنین جان و تنی آن من است

غزل شمارهٔ ۳۲۵: مهر و مه چون یوسف و پیراهنست

غزل شمارهٔ ۳۲۶: بنگر چنین نور خوشی در دیدهٔ جان منست

غزل شمارهٔ ۳۲۷: عشق می …


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

هجویری » کشف المحجوب » باب المحبّة و ما یتعلّق بها » فصل

 

…  را محبت یوسف علیه السّلام مستغرق گردانید در حال فراق چون بوی پیراهن به دماغش رسید چشم نابینا بینا شد. و چون زلیخا را عشق مستهلک گردانید، تا وصلت وی …


متن کامل شعر را ببینید ...

هجویری
 

عطار » تذکرة الأولیاء » ذکر حسن بصری رحمة الله علیه

 

…  فرو ریزند.

نقل است که در حال کودکی معصیتی بر حسن رفته بود هرگاه پیراهنی نو بدوختی آن گناه بر گریبان پیراهن نوشتی. پس چندان بگریستی که هوش از وی برفتی. …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار