گنجور

رباعی شمارهٔ ۲۲

 
حافظ
حافظ » رباعیات
 

در سنبلش آویختم از روی نیاز

گفتم من سودازده را کار بساز

گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار

در عیش خوش‌آویز نه در عمر دراز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی نوشته:

دست حافظ درد نکنه با این اشعار زیبایش. جدا اون وقتی که حاکمان به فکر قدرت طلبی و کشور گشایی بودند( زمان زندگی حافظ ) حضرت حافظ در پی مستی و سرخوشی و عشق وحالش بود .جوووونا یاد بگیرند.دمش گرم.

حدیث نوشته:

آقا مهدی حافظ یه عارف بوده و شعراش همه عرفانین و معنی ظاهری ندارن..
دوسه تا کتاب درموردش مطالعه کنین بد نیس..
“مستی و سرخوشی” و اینا همه کنایه هاشه که البته قدرت فهمشو همه ندارن!!!!!!و اینطوری برداش میکنن
شایدم قصدشون سوء استفادس!
هه..
البته فک نکین با شما بودما..

الف نوشته:

اگه حضرت حافظ بفرمایند دیشب داگی استایل زدیم بازم میفرمایند که منظورش دلبر روحانی بوده، شما درکش نمیکنید

کامیار نوشته:

در جواب حدیث
هدف از زندگی داشتن احساس رضایت و به عبارتی شاد بودن و شاد کردن همه میباشد و جناب حافظ هم از این امر جدا نمی باشد و با شعرهایش راههای رسیدن به این خوشی ها و لذایذ را نمایش میدهد

کانال رسمی گنجور در تلگرام