گنجور

شمارهٔ ۷۴

 
قاآنی
قاآنی » قطعات
 

گفت رندی با یکی در نیمروز

از در اندرز رمزی از رموز

که اگر در دور ناهموار چرخ

عیش یا غم بایدت بیدرد و سوز

دل منه در هیچ کار اندر جهان

کاین تعلق هست رنجی فتنه‌توز

هرچه پیشت آید از دشوار و سهل

شو رضا بر هم مکش رخسار و پوز

چون درآیی با مغان خانه کن

چون درافتی با بتان خانه سوز

آنچه حاصل بینی از صافی و درد

بی‌تمجمج درکش و جان برفروز

وانکه حاضر یابی از زیبا و زشت

بی‌تعلل درجه و در وی سپوز

بر امید نسیه نقد ازکف مده

زانکه بر ریش طمع کارست گوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام