گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۹

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خیز، تا قصد کوی یار کنیم

گذری بر در نگار کنیم

روی در خاک کوی او مالیم

وز غمش ناله‌های زار کنیم

به زبانی، که بیدلان گویند

رمزکی چند آشکار کنیم

هجر او را، که جان ما خون کرد

به کف وصل در سپار کنیم

حاش لله کزو کنیم گله!

گله از بخت و روزگار کنیم

ما، اگر بر مراد او سازیم

ترک تدبیر و اختیار کنیم

زود پا در بساط وصل نهیم

دست با دوست در کنار کنیم

چون لب یار شکرافشان شد

ما به شکرانه جان نثار کنیم

عشق رویش چو پرده برگیرد

گر نمیریم پس چه کار کنیم

از عراقی چو رو بگردانیم

روی در روی غمگسار کنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام