گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۵

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حبذا عشق و حبذا عشاق

حبذا ذکر دوست را عشاق

حبذا آن زمان که پردهٔ عشق

بیخود از سر کنند با عشاق

نبرند از وفا طمع هرگز

نگریزند از جفا عشاق

خوش بلایی است عشق از آن دارند

دل و جان را درین بلا عشاق

آفتاب جمال او دیدند

نور دادند از آن ضیا عشاق

داده‌اند اندرین هوس جان‌ها

چون سکندر در آن هوا عشاق

بگشادند در سرای وجود

دری از عالم صفا عشاق

ای عراقی، چو تو نمی‌دانند

این چنین درد را دوا عشاق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام