گنجور

غزل ۷

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار » غزلیات
 

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند

شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

آن گرد شتابنده که در دامن صحراست

گوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»

داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو

کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست

کز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند

اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند

فریاد که گنجینه‌طرازان معانی

گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند

یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران

تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

خون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب

کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی نوشته:

خواندن غزل خداحافظی دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد خوشا انانکه با عزت زگیتی بساط خویش برچیدند و رفتند

محمد مولانا نوشته:

با سلام ، ضمن تشکر فراوان از ایجاد چنین سایتی معروض می دارم که این بنده مصرع اول این غزل را در اکثر نسخ بدین شکل روئیت نموده ام:
از ملک ادب حکم گذاران همه رفتند …… شو بار سفر بند که …….

پاسخ: با تشکر، با دیوان بهار چاپ انتشارات نگاه مقایسه شد، متن مورد نظر شما در پاورقی به عنوان بدل آورده و متن حاضر در اینجا را به عنوان متن اصلی.

ع . فرزین نوشته:

سلام
خدمت محمد مولانا و مدیریت محترم سایت عرض می شود که ” از ملک ادب حکم گزاران(و نه گذاران)همه رفتند” از شاعر عالی قدر : حبیب یغمایی است که با توجه به دوستی و همکاریّ که با مرحوم بهار داشته است با اجازه ی وی مصرع اول این غزل را که در اصل همان “دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند”باشد، به “از ملک ادب حکم گزاران همه رفتند” تغییر داده،ظاهراً مورد پسند ملک الشعرا بهار قرار گرفته است …

ع . فرزین نوشته:

با سلام دوباره :
در ادامه و تصدیق نوشته قبلی خویش متنی را از جلد دوم کتاب ” داستانِ دوستان ” که مجموعه گفتار رادیویی استاد حبیب یغمایی است ، خواهم آورد ، باشد که روشنگر و مفید باشد .
( دیوان بهار در سه مجلد مدتها در اختیار من بود . در سال ۱۳۲۷ که مجله یغما را تاسیس کردم ، اشعاری از دیوانش برای درج در مجله انتخاب می شد . در مرثیه ی مرحوم عارف قزوینی قطعه ایی دارد در کمال لطف و تاثیر به این مطلع :
دعوی چه کنی داعیه داران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند .
به او عرض کردم مصراع اول قطعه را خوب است عوض کنید . فرمود خودت عوض کن . چنین کردم و گفتم :
” از ملک ادب حکم گزاران همه رفتند ” و با تلفن به حضورش معروض داشتم . پسندید . اما وقتی چاپ شد ، اعتراض ها کرد که شعر مرا خراب کردی{ البته راست هم می گفت ! ع . فرزین } ، همان که خودم گفته ام بهتر است . با اینکه وجه صحیح و اصیل را در مجله توضیح دادم ، بی اثر ماند . اعتراض دیگرش این بود که چرا این قطعه را در ذیل خبر وفات علامه محمد قزوینی چاپ کرده ای و توضیح نداده ای که در رثاء مرحوم عارف قزوینی ساخته شده.)
بیچاره ملک الشعرا بهار ، چه دوست فاجعه ایی داشته !!!

س.ک.مدنی نوشته:

هوالعزیز
در کتاب تاریخ ادبیات ایران و جهان٢ رشته ادبیات و علوم انسانی که قسمت ایرانش را دکتر یاحقی تالیف نموده است
در اشعار بهار آمده
از ملک ادب حکم گزاران همه رفتند شو بار سفر بند…

مسیح غلامرضایی نوشته:

با سلام
داستان این تغییر مطلع غزل را مرحوم باستانی پاریزی بارها و بارها روایت کرده اند که چندی اشعار مرحوم بهار در آرشیو مجله ی یغما در اختیارش بوده و چون عارف قزوینی فوت می کنه به مناسبت فوت او این شعر را با تغییر مطلع در یغما چاپ می کند.
حبیب یغمایی مدیر مجله که به جوانانی چون باستانی بسیار بها می داد از ترس اینکه باستانی مورد مواخذه ی بهار قرار گیرد قضیه را خود بر عهده ی می گیرد و بهار می پذیرد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام