گنجور

در بیان رعایت یتیم ونصایح دیگر

 
عطار
عطار » پندنامه
 

بر سر بالین بیماران گذر

زانکه هست این سنت خیرالبشر

تا توانی تشنه را سیراب کن

در مجالس خدمت اصحاب کن

خاطر ایتام را دریاب نیز

تا ترا پیوسته حق دارد عزیز

چون شود گریان یتیمی ناگهان

عرش حق در جنبش آید آن زمان

چون یتیمی را کسی گریان کند

مالک اندر دوزخش بریان کند

آنکه خنداند یتیمی خسته را

باز یابد جنت در بسته را

هر که اسرارت کند فاش ای پسر

از چنان کس دور می‌باش ای پسر

در جوانی دار پیران را عزیز

تا عزیز دیگران باشی تو نیز

بر ضعیفان گر ببخشای رواست

کین ز سیرتهای خوب اولیاست

بر سر سیری مخور هرگز طعام

تا نمیرد در برت دل ای غلام

علت مردم ز پر خواری بود

خوردن پر تخم بیماری بود

راحتی نبود حسود شوم را

کاذب بدبخت را نبود وفا

هر منافق را تو دشمن دار باش

از وی و از فعل او بیزار باش

توبهٔ بد خو کجا محکم بود

مر بخیلان را مروت کم بود

تا شود دین تو صافی چون زلال

باش دایم طالب قوت حلال

آنکه باشد در پی قوت حرام

در تن او دل همی میرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آرمین نوشته:

با سلام و درود
به نظرم در بیت نهم “ببخشایی” به جای “ببخشای” صحیح باشد.
با تشکر

ابراهیم نوشته:

بیت آخر یک لغت کسر دارد و ساختار کل شعر را از مثنوی خارج میکند .
آنکه باشد در پی قوت حرام
در تن او دل همی میرد(مدام)

ابراهیم نوشته:

با نظر آقای آرمین موافق هستم ببخشایی درست تر به نظر میرسد

کانال رسمی گنجور در تلگرام