گنجور

در بیان شش چیز که بکار آید

 
عطار
عطار » پندنامه
 

در جهان شش چیز می‌آید بکار

اولا باری طعام خوشگوار

خوش بود یار موافق در جهان

باز مخدومی که باشد مهربان

هر سخن کان راست گویی و درست

به ز دنیا زانکه در وی نفع تست

آنکه ارزانست عالم در بهاش

عقل کامل دان وزان خرسند باش

دشمن حق را نباید داشت دوست

بازگشت جمله چون آخر بدوست

عیب کس با او نمی‌باید نمود

زانکه نبود هیچ لحمی بی غدود

از خدا خواه هرچه خواهی ای پسر

نیست در دست خلایق نفع و ضرر

بندگان را نیست ناصر جز اله

یاری از حق خواه و از غیرش مخواه

آنکه از قهر خدا ترسد بسی

بی‌گمان می‌ترسد از وی هر کسی

از بدی گفتن زبان را هر که بست

کرد شیطان لعین را زیر دست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام