گنجور

در علامات مدبر

 
عطار
عطار » پندنامه
 

چار چیز آمد نشان مدبری

یادگیرش گر تو روشن خاطری

مدبری باشد بابله مشورت

هم بجاهل دان سیم و زرت

هرکه پند دوستان نکند قبول

در حقیقت مدبرست آن بوالفضول

هر که از دنیا نگیرد عبرتی

هست از آن مدبر جهان را نفرتی

مشورت هر کس که با ابله کند

دیو ملعونش سگ گمره کند

آنکه مال خود دهد با جاهلان

آنچنان کس کی شود از مقبلان

زر چو ابله را همی آید بکف

می‌کند اسراف و می‌سازد تلف

نشنود از دوست ابله پند را

ازجهالت بگسلد پیوند را

عبرتی گیر از زمانه ‌ای جوان

تا نباشی از شمار ابلهان

هرکرا ازعقل آگاهی بود

نزد او ادبار گمراهی بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام