گنجور

در بیان عاقبت اندیشی

 
عطار
عطار » پندنامه
 

از بلا نارسته گردی ای عزیز

باز باید داشتن دست از دو چیز

رو تو دست ازنفس و دنیا باز دار

تا بلاها را نباشد با تو کار

ور بحرص و آز گردی مبتلا

با تو روی آرد ز هر سو صد بلا

آنکه نبود هیچ نقدش در میان

هر کجا باشد بود اندر امان

نفس ودنیا را رها کن ای پسر

باز رستی از بلا و از خطر

ای بسا کس کز برای نفس زار

در بلا افتاد و گشت از غم نزار

از برای نفس مرغ نامراد

آمد و در دام صیاد اوفتاد

تا دلت آرام یابد ای پسر

بود و نابود جهان یکسان شمر

از عذاب و قهر حق ایمن مباش

در پی آزار هر مؤمن مباش

در بلا یاری مخواه ازهیچ کس

زانکه نبود جز خدا فریادرس

هر کرا رنجانده عذرش بخواه

تا نباشد خصم تو در عرصه گاه

گر غنا خواهد کسی از ذوالمنن

در قناعت می‌توانش یافتن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام