گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش هفتم
 

یافت پیری یک درم سیم سیاه

گفت برباید گرفت این را ز راه

هرکه او محتاجتر خواهد فتاد

این درم اکنون بد و خواهیم داد

کرد بسیاری ز هر سوئی نگاه

کس نبد محتاجتر از پادشاه

از قضا آن روز روز بار بود

پادشه در حکم گیر ودار بود

پیر رفت و پیش اوبنهاد سیم

شاه شد در خشم و گفتش ای لئیم

چون منی را کی بدین باشد نیاز

گفت ای خسرو مکن قصه دراز

زانکه من برکس نیفکندم نظر

در همه عالم ز تو محتاجتر

هیچ مسجد نیست و بازار ای سلیم

کز برای تو نمیخواهند سیم

هر زمانت قسمتی دیگر بود

هر دمت چیزی دگر در خور بود

از همه درها گدائی میکنی

تا زمانی پادشاهی میکنی

با خودآی آخر دلت از سنگ نیست

خود ترازین نامداری ننگ نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام