گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و سوم
 

بیدل دیوانهٔ در حال شد

پیش دکان یکی بقال شد

گفت بر دکان چرا داری نشست

گفت تا آید مرا سودی بدست

گفت چبود سود گفتا آنکه زود

گر یکی داری دو گردد اینت سود

گفت کورست آن دلت دو ماحضر

گر یکی گردد ترا سود این شمر

کار تو بر عکس این افتاد نیک

نیستت توحید در شرکی ولیک

چون دل و گل هر دو در حق گم شود

آنگهی مردم بحق مردم شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام