گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و سوم
 

آن یکی پرسید از عباسه باز

گفت ای نطقت کلید گنج راز

نیست کس از سیم داران مونست

می نیاید خواجهٔ در مجلست

گفت کی آید بر من سیم دار

کز منش بر هم نماند کار و بار

سیم داری کو بمجلس آیدم

گر همه چون زر بود مس آیدم

جیب در گردن رسن گردانمش

پیرهن در بر کفن گردانمش

از زفان من بچشم سیم دار

چون لحد گردد سرای زرنگار

عیب او پوشید نتوانم برو

دین او را کفر گردانم برو

این چنین کس کی کند رغبت بمن

کی درست آید چنین نسبت بمن

سوی هر ظالم بود رغبت ترا

کی توان کردن بمن نسبت ترا

درگه ظالم چه جای مؤمن است

هرکه در آتش رود ناایمن است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام