گنجور

الحکایة ‌و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و دوم
 

خواجهٔ مجنون شد و مبهوت گشت

بیدل و بی قوت و بی قوت گشت

در گدائی و اسیری اوفتاد

در بلا و رنج و پیری اوفتاد

کوه نتواند همی هرگز کشید

صد یک آن بارکان عاجز کشید

یک شبی در راز آمد با خدای

گفت ای هم رهبر و هم رهنمای

این که توهستی اگر من بودمی

از خودت پیوسته میآسودمی

یک دمت اندوهگین نگذارمی

ای به از من به ازینت دارمی

بیدلان چون گرم در کار آمدند

از وجود خویش بیزار آمدند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام