گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش دوازدهم
 

سائلی جویندهٔ راه کمال

کرد او از شیخ گرگانی سؤال

گفت چون نبود ترا میل سماع

گفت ما را از سماع است انقطاع

زانکه هست اندر دلم یک نوحه گر

کو زمانی گر ز دل آید بدر

جملهٔ ذرات عرش و فرش پاک

نوحه گر گردند دایم یا هلاک

گر شود ظاهر چنین دردی که هست

تا ابد باید در آن ماتم نشست

با چنین دردی که درجان منست

کی سماع و رقص درمان منست

گر نیارم درد خویش امروز گفت

قصهٔ این غصه و این سوز گفت

تن زنم تا بوکه مرگم در رسد

ره بسوی روز برگم در رسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام