گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش یازدهم
 

میدوید آن عامی زیر و زبر

تا نماز مرده در یابد مگر

آن یکی دیوانه چون او را بدید

کو در آن تعجیل بیخود میدوید

گفت چیزی سرد میگردد براه

هین بدو تا در رسی آنجایگاه

هستی از مردار دنیا ناصبور

میروی چون مرده میبینی ز دور

میخوری مردار دنیا ماه و سال

وین خود از جوعست برمردان حلال

تا که یک عاقل برآرد یک دمی

جاهلان خوردند در هم عالمی

تا بحکمت لقمهٔ لقمان خورد

در خیانت خائنی صد جان خورد

اهل دنیا چون سگ دیوانهاند

در گزندت زانکه بس بیگانهاند

میخورند از جهل مرداری بناز

میکنند آنگه کفن از مرده باز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام