گنجور

فی فضیلة امیرالمؤمنین ابوبکر رضی الله عنه

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب
 

تا نبی صدیق را محرم گرفت

صبح صادق عرصه عالم گرفت

صبح صدق از مشرق عزت بتافت

قاف تا قاف جهان عزت بیافت

جملهٔ عالم ازو پر نور گشت

چشم بد یا کور شد یا دور گشت

صدق میبارد ز یک یک کار او

گر ندانی بحث کن اسرار او

چون نبی از خوان حی لایموت

در محیط صدر او میریخت قوت

بسته بودش هفت سقف دلفروز

کو نخوردی قوت جز تا هفت روز

گاه مال و گاه جان میباخت او

با رسول و با خدا میساخت او

مصطفا گفتا خداوند جلیل

بود و خواهد بود جاویدم خلیل

گر مرا بودی خلیلی جز احد

آن ابوبکر منستی تا ابد

یک تجلی خلق را عام آمدست

خاص آن او را ز انعام آمدست

مرده گر میرود بر روی خاک

هست از قول نبی صدیق پاک

چون صفات نفس در وی مرده بود

سر بصدق زندگی آورده بود

او بدین عالم نیفتاده ز خویش

جان بدان عالم فرستاده ز پیش

جان او چون آن جهانی گشته بود

غرق دریای معانی گشته بود

آن جهانی داشت جان تا بود او

برد هم جان همچنان تا بود او

چون در آن عالم بود جان یکی

هرچه گوید صدق گوید بی شکی

لاجرم پیوسته در تحقیق بود

هم خلیفه بود و هم صدیق بود

جان او چون زان جهان میگفت راز

صدق او در در خلافت کرد باز

فتنه کز خواب نبی بیدار شد

او بتنهایی خود در کار شد

تانشاند از راه خویش آن فتنه را

دست بگشاد و ببست آن رخنه را

گر نبودی صدق ورای آن امام

از مسلمانی نماندی بیش نام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام