گنجور

گفتار جنید دربارهٔ خوشدلی

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان
 

سایلی بنشست در پیش جنید

گفت ای صید خدا، بی هیچ قید

خوش دلی مرد کی حاصل بود

گفت آن ساعت که او در دل بود

تا که ندهد دست وصل پادشاه

پای مرد تست ناکامی راه

ذره را سرگشتگی بینم صواب

زانک او را نیست تاب آفتاب

ذره گر صد بار غرق خون شود

کی از آن سرگشتگی بیرون شود

ذره تا ذره بود ذره بود

هرک گوید نیست، او غره بود

گر بگردانند او را آن نه اوست

ذره است و چشمهٔ رخشان نه اوست

هرک او از ذره برخیزد نخست

اصل او هم ذره‌ای باشد درست

گر به کل گم گشت در خورشید او

هم بود یک ذره تا جاوید او

ذره گر بس نیک و گر بس بد بود

گرچه عمری تگ زند در خود بود

می‌روی ای ذره چون مستی خراب

تا تو در گشتی شوی با آفتاب

صبر دارم، ای چو ذره بی‌قرار

تا تو عجز خودببینی آشکار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام