گنجور

گفتگوی خضر(ع) با دیوانه‌ای

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » حکایت طوطی
 

بود آن دیوانهٔ عالی مقام

خضر با او گفت ای مرد تمام

رای آن داری که باشی یار من

گفت با تو برنیاید کار من

زانک خوردی آب حیوان چند راه

تا بماند جان تو تا دیرگاه

من در آنم تا بگویم ترک جان

زانک بی جانان ندارم برگ آن

چون تو اندر حفظ جانی مانده

من به تو هر روز جان افشانده

بهتر آن باشد که چون مرغان ز دام

دور می‌باشیم از هم والسلام

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

منطق الطیر مربوط به دورهٔ تیموری و مکتب هرات » تصویر ۶۰

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

زری نوشته:

درود بر شما
لت دوم بیت پنجم انگاری که «تو» نیست و «نو» است. معنی شعر نیز اینگونه دزست تر است. تفاوت هایش با او را می گوید که او در بند جان است و این هر روز از نو جان افشان. اگر میشود در نسخه منبع بررسی فرمایید. نسخه ای که‌ما داریم «نو» است.

👆☹

غلام آفتاب نوشته:

این شعر داستان همراهی موسی با خضر در سوره کهف است.

👆☹

شکرستان