گنجور

جواب پدر

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش نهم
 

پدر گفتا که جهلت غالب آمد

دلت این جام را زان طالب آمد

که تا چون واقف آئی از همه راز

شوی برجملهٔ عالم سرافراز

چو خود را بر فلک این جاه بینی

همه خلق زمین در چاه بینی

ز عُجب جاهِ خود از خود شوی پُر

بمانی جاودانی در تکبر

اگر در پیش داری جامِ جمشید

که یک یک ذره می‌بینی چو خورشید

چه گر زان جام بینی ذرّه ذرّه

که چون مرگت نهد بر فرق ارّه

نداری هیچ حاصل چون جم از جام

که چون جم زار میری هم سرانجام

چو هست این جام در چاه اوفتادن

حرامت باد از راه اوفتادن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام