گنجور

(۱۵) سؤال آن مرد از مجنون در باب لیلی

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش هفتم
 

یکی پرسید ازان مجنونِ غمگین

که از لیلی چه می‌گوئی تو مسکین

بخاک افتاد مجنون سر نگون سار

بدو گفتا بگو لیلی دگر بار

تو از من چند معنی جوی باشی

ترا این بس که لیلی گوی باشی

بسی گر دُرِّ معنی سفته آید

چنان نبوَد که لیلی گفته آید

چو نام و نعت لیلی بازگفتی

جهانی در جهانی راز گفتی

چو دایم نام لیلی می‌توان گفت

ز غیری کفرم آید یک زمان گفت

کسی کو نام لیلی کردی آغاز

بر مجنون همی عاقل شدی باز

وگر جز نام لیلی یاد کردی

شدی دیوانه و فریاد کردی

اگر گم بودن خود یاد داری

روا باشد که از وی یاد آری

ولی تا از خودی سدّیت پیشست

اگر یادش کنی آن یاد خویشست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام