گنجور

(۳) حکایت دیوانه به شهر مصر

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش ششم
 

بشهر مصر در شوریدهٔ‌ای بود

که در عین الیقینش دیده‌ای بود

چنین گفت او که هر شوریدهٔ راه

که میرد از غم معشوق ناگاه

عجب نیست آن، عجب اینست کین سوز

گذارد عاشقی در زندگی روز

اگر عاشق بماند زنده روزی

بوَد چون شمع در اشکی و سوزی

نگیرد کار عاشق روشنائی

مگر چون شمع سوزد در جدائی

چوسوز عاشق از صد شمع بیشست

چو شمعش روشنی از شمع خویشست

اگر معشوق یابد عاشق زار

روان گردد بسر مانند پرگار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

amin نوشته:

در بیت اول عین الیقین اشتباه تایپ شده است.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

amin نوشته:

در بیت دوم ناگاه صحیح می نماید.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام