گنجور

المقالة الحادی و العشرون

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم
 

پسر گفتش بهر پندم که دادی

بهر پندی مرابندی گشادی

مرا صد مشکل از پند تو حل شد

مِس من با زر رُکنی بَدَل شد

سخنهای تو یکسر سودمندست

بغایت هم مفید و هم بلندست

ولی زانم هوای کیمیا خاست

کزو هم دین و هم دنیا شود راست

که چون دنیا و دین بر هم زند دست

بدست آید مرا معشوق پیوست

که تادنیا و دینم یار نبوَد

مرا از یار استظهار نبوَد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام