گنجور

المقالة الثانیة

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش دوم
 

پسر گفتش گر این شهوت نباشد

میان شوی و زن خلوة نباشد

نباشد خلق عالم را دوامی

نماند در همه گیتی نظامی

اگر این حکمت و ترکیب نبود

بساط ملک را ترتیب نبود

یکی باید هزار و یک تن آراست

که تا یک لقمه بنهی در دهان راست

بحکمت کارفرمایان این راه

ز ماهی کار می‌رانند تا ماه

زمین از کف فلک تابد ز دودی

که گر چیزی نبایستی نبودی

اگر شهوة نبودی در میانه

نه تو بودی و نه من در زمانه

تو شهوة می براندازی ز مردان

دلم را سر این معلوم گردان

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام