گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۵

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای روی تو شمع تاج داران

زلف تو طلسم بی‌قراران

اعجوبهٔ زلف خرده کارت

اغلوطهٔ ده بزرگواران

از عکس جمال جان فزایت

خورشید و قمر ز شرمساران

در پیش رخت پیاده گشته

از بهر سجود شهسواران

چون تو به کمال رخ نمایی

ناقص گردند اختیاران

یک ذره غم تو خوشتر آید

از نقد حضور غمگساران

بیکاره بمانده‌اند جمله

در شیوهٔ تو شگرف کاران

در راه تو نام و ننگ بازند

از ننگ وجود نامداران

از نرگس توست نیست از می

مخموری چشم پر خماران

گر جان به طلسم زلف بردی

بر جان نکنند تیرباران

تو دشمن جان دوستانی

با تو چه کنند دوستداران

اندک سوی من نگر اگرچه

بسیار شدند خواستاران

تا چند ز گوهر وصالت

نومید شوند امیدواران

در ده می صاف وصل یکبار

تا باز رهند دردخواران

عطار ز یک گل وصالت

بلبل گردد به نوبهاران

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام