در مناجات باری تعالی
خداوندا توئی دانای عالم
ز عالم برتری و از جان عالم
نه گیتی بود نی ابلیس و آدم
نه عالم بود و نی ذرات عالم
تو آن پروردگار کردگاری
که بی حبر و قلم صورت نگاری
به دست خود گل آدم سرشتی
به سر بر سرگذشت ما نوشتی
بکیوان برکشی آن را که خواهی
بخذلان درکشی آن راکه خواهی
گناهم گر زماهی تا بماه است
ولیکن رحمتت بیش از گناه است
به بخشی جرم عطار ای خداوند
نداری جان اودر غفلت و بند
حکیمی و علیمی و قدیمی
غفوری و شکوری و حلیمی
بیامرزی برحمت جمله عالم
که حی وغافر الذنبی و حاکم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
صمصام نوشته:
از لحاظ عرفانی شعر پرمعنایی است و در عین حال برای عموم اذهان قابل فهم است