گنجور

شمارهٔ ۸۳

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

به خدایی که بذل جان او را

پایهٔ اولین احسانست

کمترین پایه لطف و صنعش را

باد نوروز و ابر نیسانست

که مرا در فراق خدمت تو

زندگانی و مرگ یکسانست

از هر آسانیی که بی‌تو بود

خاطر و طبع من هراسانست

می‌کشم در فراق سختیها

هجر یاران به گفتن آسانست

دل و جان تا مقیم خوارزمند

وای بر تن که در خراسانست

خوشدلی در جهان طمع کردن

هم ز سودای طبع انسانست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام