گنجور

شمارهٔ ۲۲۹

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

خدایگانا آنی که دوستدارانت

ز نور رای تو دانم ستاره رای شوند

قبول درگه تو چون بیافتند به قدر

چو ساکنان مجره سپهرسای شوند

به بنده خانهٔ تو بر امید آنکه مگر

به یمن طائر بختت طرب‌فزای شوند

نشسته چار حریفند شاهد و شیرین

بدانکه تا ز می لعل سرگرای شوند

شرابشان نرسیدست زان همی ترسم

که شاهدان همه ناگاده باز جای شوند

به یک دو ساغر پر شان که دردهد ساقی

به کام بنده همین هر سه چار پای شوند

اگر عزیز کنی شان به شیشه‌ای دو شراب

حریف و بندهٔ تو تا شراب گای شوند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام