گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل

کمال الدّین که چرخ پیر نارد

جوانی چون تو در انواع کامل

امل از کیسة جود تو فربه

فلک با رفعست قدر تو نازل

زده از یکدلی اندر هوایت

که مقصودی از آن آرد به حاصل

غریبی از تو می خواهد دومن می

مکن بر خویش و بروی کار مشکل

مگو چون و کجا؟ امروز و فردا

به همّت گوی کالهّم سهّل

بده گر دست دار و وگرنه

 
sunny dark_mode