گنجور

 
خواجوی کرمانی

مه ذره ئی از مهر رخ مهوش ماست

در پیش تو نیست روشن اینک پیداست

سرو چمن از نشاط آن می نالد

کو را گفتم بقامتش مانی راست

 
sunny dark_mode