گنجور

شمارهٔ ۸۵

 
ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی » قطعات
 

خداوندا تویی کز روی رفعت

سپهرت تخت زیبد،مِهر،گَژزَن

گرفت از گلستان لطف و نطقت

همه روی زمین گلزار و گلشن

جهان را آن عمارت داد عدلت

که از سهو و خطا معصوم شد ظن

برای کارزار دشمن تو

که چرخش خصم باد و طبع دشمن

گهی از غنچه سازد دهر پیکان

گهی در آب پوشد باد جوشن

اگر من بنده محرومم ز صدرت

روا باشد که اهل آن نیم من

ولیکن قصه تشریف شرط است

مرا بر رای اعلی عرضه کردن

تنم پوشیده شد از خلعت شاه

که بادش در پناه حق دل و تن

نمی گویم که تدبیر سرم چیست

همی ترسم که گویی در کس زن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام