گنجور

شمارهٔ ۸۳

 
ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی » قطعات
 

تاج بخش جهان سکندر وقت

ای سزاوار افسر و دیهیم

از گلستان افسرت هر دم

به مشام فلک رسیده نسیم

تیرت اندر دل پر آتش خصم

رفته گستاخ همچو ابراهیم

آسمان در محیط همت تو

نقطه ای در میان حلقه جیم

دل دشمن ز رمح چون الفت

تنگ و تاریک همچو دیده میم

حال من بنده هست معلومت

که ز عصمت گرفته ام تعلیم

قدری وام کرده ام لیکن

وجه یک جو ندارم از زر و سیم

بر در من غریم کرده مقام

همچو اقبال بر در تو مقیم

از برای دوام این اقبال

باز کن از سرم بلای غریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام