گنجور

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۲۶

 

ای حور سرشت هیچ چیزت بد نیست
وز حسن تو ماه را یکی از صد نیست
آن چشمه که حوض کوثرش میخوانند
گرهست دهان توست ورنی خود نیست


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۲۷

 

ما را به امید زندگانی بگذشت
دور از رویت دور جوانی بگذشت
با این همه تازه رو و خوش میباشم
کاخر عمرم به مهربانی بگذشت


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۲۸

 

چون خسته شد از منج لب شیرینت
خونین شد ازین غم دل صد مسکینت
بازا عسل به لب چو بشکستی منج
زد نیش ز رشک بر لب نوشینت


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۲۹

 

چون زرد شد از رنج گل رعنایت
شد رنج خجل ز روی شهرآرایت
دانست که زو دردسری یافته ای
افتاد کنون به عذر آن در پایت


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۰

 

ای آب لطافت و طرب در جویت
جان زنده کند نسیم کارد بویت
ز انگشت نمای عاشقان در کویت
ترسم که نشان بماند اندر رویت


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۱

 

ای عرصه تبریز زیانت مرساد
آسیب زمان به مردمانت مرساد
تو همچو تنی و جان و دل هردو امام
دردی به دل و غمی به جانت مرساد


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۲

 

این سنگ که از آب روان می گردد
پیوسته به سان آسمان می گردد
نالان همه شب به سان بیماران است
سرگردان تر ز عاشقان می گردد


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۳

 

بزم از رخت امشب آفتابی دارد
چشم تو به هر گوشه خرابی دارد
لیکن ز لب تو کس نمی یابد کام
جز جام که پیش لبت آبی دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۴

 

زلفش سر کبر و سرفرازی دارد
زان کشتن عاشقان به بازی دارد
ای دل تو چه می شوی چنین در کارش
کار سر زلف او درازی دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۵

 

زلفت که ز ماه تکیه گاهی دارد
انصاف که خوش منصب و جاهی دارد
بربود دلم چه یارمش گفت که او
چون عارض تو پشت و پناهی دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۶

 

معشوق من امشبی وفایی دارد
کارم ز وصال او نوایی دارد
ای صبح دمی نفس مزن بهر خدا
کایینه طبع من صفایی دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۷

 

دل وقت سماع بوی دلدار برد
حالش به سراپرده اسرار بود
این زمزمه مرکبی ست تا روح ترا
برگیرد و خوش به منزل یار برد


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۸

 

گفتی که سرشکت ز چه معنی خون شد
خون نیست ولی با تو بگویم چون شد
در دیده من خیال رخسار تو بود
اشکم چو گذر کرد برو گلگون شد


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۹

 

با عشق تو دل چون محرم راز آمد
با دل در و دیوار در آواز آمد
در اوج تو چون روح به پرواز آمد
آواز آمد که مرغ ما باز آمد


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۰

 

گفتی غم عشقت همه کس می داند
این راز گشاده ای بدان می ماند
ما راز ترا فاش نکردیم ولی
اشک است که چون آب فرو میخواند


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۱

 

گویند فلان سلطنتی می راند
بهمان بد و نیک ملک نیکو داند
بیهوده به ریش خویشتن می خندند
کاین کار کسی دگر همی گرداند


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۲

 

ای دل مطلب دوا ز معلولی چند
مشغول مشو به مهر مشغولی چند
پیرامن آستان درویشان گرد
باشد که شوی قبول مقبولی چند


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۳

 

در بزم تو هر که ترک هستی نکند
از باده لب های تو مستی نکند
در مذهب عاشقی مسلمان نبود
با روی تو هر که بت پرستی نکند


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۴

 

معشوقه به گرمابه شبی با ما بود
ما را ز فروغ چهره خورشید نمود
گل بر سر گل می زد و من می گفتم
خورشید به گل کجا توانی اندود


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۵

 

عشق تو جوان است جوان خواهد بود
تا هست جهان جان جهان خواهد بود
تا در دهن خلق زبان خواهد بود
افسانه عشق در میان خواهد بود


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۶

 

هر گه که قدح پر از می ناب شود
از عکس می ناب چو عناب شود
آبش لب یار می برد نیست عجب
با لعل گر آبگینه بی آب شود


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۷

 

می بی لب تو طرب نمی افزاید
خود بی لبت از شراب کاری ناید
ماییم و شراب و سبزه و آب روان
جز وصل تو آن چیست که در می باید


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۸

 

زان عهد قدیم چو مرا یاد آید
لذات جهان سر به سرم باد آید
در انجمنی اگر حدیث تو رود
از سینه دل خسته به فریاد آید


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۹

 

باد سحری رقص کنان می آید
با مژده یار مهربان می آید
برخیز که تا بر سر ره بنشینیم
کآواز درای کاروان می آید


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۵۰

 

گفتار خوش و لب چو قندم باید
گیسوی دراز چون کمندم باید
گویندکه یار سرو بالا داری
عالی نظرم قد بلندم باید


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی