گنجور

رهی معیری » چند قطعه » شاخک شمعدانی

 

تو ای بی بها شاخک شمعدانی

که بر زلف معشوق من جا گرفتی

عجب دارم از کوکب طالع تو

که بر فرق خورشید ماوا گرفتی

قدم از بساط گلستان کشیدی

مکان بر فراز ثریا گرفتی

فلک ساخت پیرایهٔ زلف حورت

دل خود چو از خاکیان واگرفتی

مگر طایر بوستان بهشتی؟

که جا بر سر شاخ طوبی گرفتی

مگر پنجه مشک سای نسیمی؟

که گیسوی آن سرو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری