گنجور

قدسی مشهدی » مطالع و متفرقات » شمارهٔ ۱۰

 

باز دل پای‌بند دام کسی‌ست
روز و شب گوش بر پیام کسی‌ست
گو نفس بعد ازین ز سینه تنگ
پا برون نه، که این مقام کسی‌ست
هیچ‌کس نیست در جهان آزاد
هرکه را بنگری به دام کسی‌ست


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۳۴ - در مذمّت سخن‌ناشناسان

 

سهل دان حرف منکران سخن
که ندانند قدر و شان سخن
سخن منکران، سخن مشمار
وحی را خود چه نقص از انکار؟
شهر ازین منکران شوم‌قدم
پر بود، چون دل گرفته ز غم
آنکه عنقای قاف اقرارست
همچو سیمرغ ناپدیدارست
نقل نظم روان مکن گو کس
پای ماهی در آب، بالش بس
شعر آن به که خود سمر گردد
خضر را خود که راهبر گردد؟
شعر تر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی