گنجور

آمار شعرها

 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۳

 

گر مرا از نظر انداختی این هم نظری است

هر جفائی که رسد از تو وفای دگری است

دل مجروح مرا هست برآن تیر گرفت

که چرا از حرم خاص تو او را گذری است

باش تا حسن نو روزی به ظهور انجامد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۷

 

گفتمت سنگدلی آمد ازین نکته گرانت

آن هم از سنگدلی بود که گفتیم چنانت

گر صبا خوانمت از لطف و گل از غایت خوبی

هم از این خسته شود خاطر نازک هم از آنت

این همه دستگه حسن و ملاحت که تو داری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۲

 

بی لبت در جگر تشنه لبان آب نماند

بی سر زلف تو در رشنه جانه ناب نماند

تا شمال رخت افتاد بخاطر ما را

به دو چشم نو که در دید: ما خواب نماند

بر سر زلف تو بگذشت شبی باد وزان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۱

 

روی زیبای تو هر بار که در چشم تر آید

خوبتر باشد از آن ماه که در آب نماید

گری را طرفه نباشد که ربایند خلایق

طرفه آن گوی زنخدان که دل خلق رباید

در به زنجیر ببندد همه وقت و عجب است این

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۳۱

 

رحمت آری و کنی چاره این درد نهانم

گر بدانی که ز هجر تو چسان میگذرانم

چند در کوی تو بربوی تو برخاک نشینم

آتش سینه به آب مژه تا چند نشانم

در کمند خودم آوردی و چون نیر بجستی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۴

 

نرود نقش خیال تو زمانی ز ضمیرم

خود من ساده درون صورت غیری نپذیرم

مرده ام در هوس آنکه بود فرصت آنم

که نهی پای درین دیده و در پای نو میرم

حال خود با که بگویم که شکایت ز تو دارم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی