گنجور

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۷

 

سپیده همانگه ز که بر دمیدمیان شب تیره اندر چمید
بپوشید رستم سلیح نبردهمی از جهان آفرین یاد کرد
چو آمد بر لشکر نامدارکه کین جوید از رزم اسفندیار
بدو گفت برخیز ازین خواب خوشبرآویز با رستم کینه‌کش
چو بشنید آوازش اسفندیارسلیح جهان پیش او گشت خوار
چنین گفت پس با پشوتن که شیربپیچد ز چنگال مرد دلیر
گمانی نبردم که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی