گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۱

 

من می نه ز بهر تنگدستی نخورمیا از غم رسوایی و مستی نخورم
من می ز برای خوشدلی میخوردماکنون که تو بر دلم نشستی نخورم


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲

 

من بی می ناب زیستن نتوانمبی باده کشید بارتن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گویدیک جام دگر بگیر و من نتوانم


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳

 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافتکنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوبچنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی استبه آب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ