گنجور

سلمان ساوجی » فراق نامه » بخش ۱۰ - شب

 

شبی همچو روز قیامت دراز
پریشان چو موی بتان طراز
هوا نقطه‌ای بود گفتی سیاه
ز تاریکیش چرخ گم کرده راه
همه روشنان فلک گشته جمع
شده طالب روشنایی چو شمع
تو گفتی که گردون نهان کرد مهر
و یا ایزد از وی ببرید مهر
تهی گشته پستان گردون ز شیر
بر اندوه درهای مشرق […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی