گنجور

حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۹

 

مجد دین سرور و سلطان قضات اسماعیلکه زدی کلک زبان آورش از شرع نطق
ناف هفته بد و از ماه رجب کاف و الفکه برون رفت از این خانهٔ بی‌نظم و نسق
کنف رحمت حق منزل او دان و آنگهسال تاریخ وفاتش طلب از رحمت حق


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶

 

عید است و آخر گل و یاران در انتظارساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار
دل برگرفته بودم از ایام گل ولیکاری بکرد همت پاکان روزه دار
دل در جهان مبند و به مستی سؤال کناز فیض جام و قصه جمشید کامگار
جز نقد جان به دست ندارم شراب کوکان نیز بر کرشمه ساقی کنم نثار
خوش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴

 

با گشت زمان نیست مرا تنگ دلی
کایزد به کسی داد جهان سخت ملی
بیرون برد از سر بدان مفتعلی
شمشیر خداوند معدبن علی


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - تواند چنین زیست جاناوری؟

 

جداگانه سوزم ز هر اختریمگر هست هر اختری، اخگری
یکی سنگ سختم که بگشاد چرخز چشم من آبی ز دل آذری
همه کار بازیچه گشته است از آنکسپهر است مانند بازیگری
گهی عارضی سازد از سوسنیگهی دیده‌ای سازد از عبهری
گهی زیر سیمین ستامی شودگهی باز در آبگون چادری
ز زاغی گهی دیده‌بانی کندگه از بلبلی باز خنیاگری
گه از باد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴

 

نسیمی به دل می‌خورد روح‌پرورنسیمی دلاویز چون بوی دلبر
نسیمی چو انفاس عیسی مقدسنسیمی چو دامان مریم مطهر
نسیمی همه نفخهٔ مشک سارانسیمی همه نشاهٔ خمر احمر
نسیمی در آن نگهت مهر پنهاننسیمی در آن لذت وصل مضمر
نسیمی از آن جیب جان دامن دلپر از عنبر اشهب و مشک اذفر
چه باد است حیرانم این باد دلکشکه عطر عبیر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مجنون و لیلی » بخش ۳ - نعت خاتم انبیا که لوح محفوظ نگین راستین اوست، و کلام الله نقش نگین او، زین الله خاتم امورنا، بایادیه

 

شاه رسل و شفیع مرسلخورشید پسین و نور اول
جاروب زنان بارگاهشازپر فرشتهٔ رفته راهش
شمشیر سیاستش سراندازشمشیر زبانش گوهر انداز
خورشید به نیلگون عماریدربان درش به پرده داری


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۶

 

امروز به هر حالی بغداد بخاراستکجا میر خراسانست، پیروزی آنجاست
ساقی، تو بده باده ومطرب تو بزن رودتا می خورم امروز، که وقت طرب ماست
می هست ودرم هست و بت لاله رخان هستغم نیست وگر هست نصیب دل اعداست


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۹ - مادر می

 

مادر می را بکرد باید قربانبچهٔ او را گرفت و کرد به زندان
بچهٔ او را ازو گرفت ندانیتاش نکویی نخست و زو نکشی جان
جز که نباشد حلال دور بکردنبچهٔ کوچک ز شیر مادر و پستان
تا نخورد شیر هفت مه به تمامیاز سر اردیبهشت تا بن آبان
آن گه شاید ز روی دین و ره دادبچه به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی