گنجور

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۲

 

چو از سروبن دور گشت آفتابسر شهریار اندرآمد به خواب
چه خوابی که چندین زمان برگذشتنجنبیند و بیدار هرگز نگشت
چو از شاه شد گاه و میدان تهیمه خورشید بادا مه سرو سهی
چپ و راست هر سو بتابم همیسر و پای گیتی نیابم همی
یکی بد کند نیک پیش آیدشجهان بنده و بخت خویش آیدش
یکی جز به نیکی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی