گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵

 

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنمزلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم
آه کز طعنه بدخواه ندیدم رویتنیست چون آینه‌ام روی ز آهن چه کنم
برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیرکارفرمای قدر می‌کند این من چه کنم
برق غیرت چو چنین می‌جهد از مکمن غیبتو بفرما که من سوخته خرمن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴

 

کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد ، من رفتمبیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم
نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینیز من دلخسته یاد آور، شبت خوش باد من رفتم
ز من چون مهر بگسستی، خوشی در خانه بنشستیمرا بگذاشتی بر در، شبت خوش باد من رفتم
تو با عیش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی