گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹

 

خوشا شیراز و وضع بی‌مثالشخداوندا نگه دار از زوالش
ز رکن آباد ما صد لوحش اللهکه عمر خضر می‌بخشد زلالش
میان جعفرآباد و مصلاعبیرآمیز می‌آید شمالش
به شیراز آی و فیض روح قدسیبجوی از مردم صاحب کمالش
که نام قند مصری برد آنجاکه شیرینان ندادند انفعالش
صبا زان لولی شنگول سرمستچه داری آگهی چون است حالش
گر آن شیرین پسر خونم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ