گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۵

 

نفس را الفت دل پیچ و تابست

گره در رشتهٔ موج از حبابست

درین محفل ز قحط نشئهٔ درد

اثر لب تشنهٔ اشک کبا‌بست

درنگ از فرصت هستی مجویید

متاع برق در رهن شتابست

صفا آیینهٔ زنگار دارد

فلک دود چراغ آفتابست

به روی خویش اگر چشمی‌ کنی باز

زمین تا آسمانت فتح بابست‌

دلی داریم نذر مه جبینان

دیار حسن را آیینه بابست

ز چشم سرمه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی