گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳

 

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کردوان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون استطلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوشکو به تأیید نظر حل معما می‌کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دستو اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد
گفتم این جام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ