گنجور

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۶ - در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان

 

بشنو الفاظ حکیم پرده‌ایسر همانجا نه که باده خورده‌ای
چونک از میخانه مستی ضال شدتسخر و بازیچهٔ اطفال شد
می‌فتد او سو به سو بر هر رهیدر گل و می‌خنددش هر ابلهی
او چنین و کودکان اندر پیشبی‌خبر از مستی و ذوق میش
خلق اطفالند جز مست خدانیست بالغ جز رهیده از هوا
گفت دنیا لعب و لهوست و شماکودکیت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی