گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵

 

با او دلم به مهر و مودت یگانه بودسیمرغ عشق را دل من آشیانه بود
بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بودعرش مجید جاه مرا آستانه بود
در راه من نهاد نهان دام مکر خویشآدم میان حلقهٔ آن دام دانه بود
می‌خواست تا نشانهٔ لعنت کند مراکرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود
بودم معلم ملکوت اندر آسمانامید من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی