گنجور

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶ - دالان بهشت

 

شاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهیلرزان بسان ماه و لغزان بسان ماهی
آمد ز برف مانده بر طره شانه عاجماه است و هرگزش نیست پروای بی کلاهی
افسون چشم آبی در سایه روشن شببا عشوه موج میزد چون چشمه در سیاهی
زان چشم آهوانه اشکم هنوز حلقه استکی در نگاه آهوست آن حجب و بی گناهی
سروم سر نوازش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار