گنجور

سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص) » شمارهٔ ۲۰

 

ای قوم درین عزا بگرییدبر کشتهٔ کربلا بگریید
با این دل مرده خنده تا چندامروز درین عزا بگریید
فرزند رسول را بکشتنداز بهر خدای را بگریید
از خون جگر سرشک سازیدبهر دل مصطفی بگریید
وز معدن دل به اشک چون دربر گوهر مرتضی بگریید
با نعمت عافیت به صد چشمبر اهل چنین بلا بگریید
دلخستهٔ ماتم حسینیدای خسته دلان، هلا! بگریید
در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی